گذر گاوهای شیری از دورهی خشکی به شیردهی یا به عبارتی دیگر گذر از دوران انتقال به عنوان یکی از چالشهای جدی در صنعت دامپروری محسوب میشود. تغییر شرایط فیزیولوژیک دام از خشک آبستن به شیری غیر آبستن نیازمند سازو کارهای بسیاری در سیستم هورمونی و متابولیکی بدن دام است که اختلال در هر یک از این سیستمها سبب بروز مجموعهای از ناهنجاریها مانند توازن منفی انرژی، هیپوکلسمی، مشکلات کبدی، پاسخهای التهابی شدید و تنش اکسیداتیو خواهد شد. در این میان، تغذیه از طریق تأمین مواد مغذی، عناصر، ویتامینها و آنتیاکسیدانها میتواند علاوه بر کمک به ایجاد پاسخهای ایمنی مناسب، در جلوگیری از بروز ناهنجاریهای متابولیکی و همچنین ناهنجاریهای مرتبط با عدم کفایت سازو کارهای تأمین کلسیم نیز نقش پررنگی داشته باشد.
هایپوکلسمی یا تب شیر یک ناهنجاری مرتبط با افت کلسیم خون و به دلیل ناکارآمدی سازو کارهای جذب و بازجذب کلسیم در روده، استخوانها و کلیهها است که به دو شکل بالینی و زیربالینی در گلههای شیری مشاهده میشود. هایپوکلسمی علاوه بر تحمیل خسارتهای اقتصادی سبب بروز مشکلات فراوانی در ارتباط با تولید شیر و تولید مثل در گله خواهد شد. استفاده از نمکهای آنیونیک در مکمل دوران انتظار زایش با حفظ اختلاف کاتیون- آنیون جیره در دامنهی استاندارد -۵۰ تا -۱۰۰ میلی اکی والان سبب ایجاد شرایط لازم جهت جذب و باز جذب بیشتر کلسیم و بالارفتن سطح آن در خون شده و از عوارض ناشی از افت کلسیم خون پس از زایش و با شروع شیردهی جلوگیری میکند.