نقش اسیدهای آمینه بر سیستم ایمنی

مقدمه:

کمبود پروتئين جيره (سوءتغذيه پروتئين) يا آمينواسيدها اثرات مخرب طولاني مدتي بر سيستم ايمني مي¬گذارند و حساسيت حيوانات و انسان¬ها را به بيماري¬هاي عفوني افزايش مي¬دهند (Li و همکاران، 2007). در 15 سال گذشته، مکانيسم¬هاي سلولي و مولکولي بنيادي براي کشف اين اثرات آغاز شده است (Li و همکاران، 2007). کمبود پروتئين جيره، غلظت اغلب اسيدهاي-آمينه را در پلاسما کاهش مي¬دهد (Li و همکاران، 2007). يافته¬هاي حاصل از مطالعات جديد نقش مهم اسيدهاي آمينه در واکنش¬هاي ايمني را از طريق 1) فعالسازي لنفوسيت¬هاي T، لنفوسيت¬هاي B، سلول¬هاي کشنده طبيعي و ماکروفاژها، 2) تنظيم بيان ژن و تکثير لنفوسيت¬ها، 3) توليد آنتي¬بادي¬ها، سيتوکين¬ها و ديگر مواد سيتوتوکسيک، نمايان ساخته است (Li و همکاران، 2007).
افزايش مطالعات نشان مي¬دهد که مکمل¬هاي اسيدهاي¬آمينه در جيره حيوانات و انسان¬ها بر خلاف سؤتغذيه و بيماري¬هاي عفوني، وضعيت ايمني را بهبود بخشيده و در نتيجه شيوع بيماري و مرگ¬و¬مير کاهش يافته است (Li و همکاران، 2007). همچنين اين مطالعات مي¬تواند پايه علم نويني در مورد بيوشيمي و فيزيولوژي اسيدهاي¬آمينه و نقش آن¬ها در سيستم ايمني باشد (Li و همکاران، 2007). علم جديد در مورد متابوليسم اسيدهاي آمينه در لوکوسيت¬ها، براي جلوگيري از بيماري¬هاي وابسته به سيستم ايمني حياتي است (Li و همکاران، 2007).
مطالعات جديد بيان کننده آن است که کمبود پروتئين جيره، غلظت اغلب اسيدهاي آمينه را در پلاسما کاهش داده (Wu و همکاران، 1999) و سيستم ايمني را به خطر مي¬اندازد. اين امر يک مشکل تغذيه¬اي مهم براي مردم کشورهاي در حال توسعه و مردم فقير کشورهاي توسعه¬يافته است (Woodward، 1998 و Dasgupta و همکاران، 2005). بنابراين علاقه زيادي براي يافتن نقش اسيدهاي¬آمينه در وظايف سيستم ايمني پستانداران، پرندگان، ماهي¬ها و ديگر گونه¬ها وجود دارد (Calder، 2006؛ Grimble، 2006؛ Kim و همکاران، 2007؛ Roch، 1999). به¬هر¬حال در سال¬هاي اخير، مکانيسم¬هاي سلولي و مولکولي بنيادي براي کشف اين اثرات آغاز شده است (Calder، 2006؛ Field، 2005؛ Newsholme و همکاران، 2003؛ Yaqoob وهمکاران، 1997؛ Wu و همکاران، 1992).

 

نقش آمینواسیدها بر سیستم ایمنی:

1. آلانين

آلانين پيش¬ماده اصلي براي سنتز کبدي گلوکزي است که به عنوان ¬ماده انرژي¬زاي لوکوسيت¬ها به حساب مي¬آيد (Newsholme و همکاران، 1989)، و از اين طريق بر سيستم ايمني اثر مي¬کذارد.
مطالعات نشان دهنده آن است که مکمل نمودن محيط کشت با 2 ميلي¬مول آلانين، از مرگ سلولي جلوگيري کرده و رشد سلولي و هم¬چنين توليد آنتي¬بادي در لنفوسيت¬هاي B جانوران هيبريد را افزايش مي¬دهد (Duval و همکاران، 1991 و Franek و همکاران، 1996). اين غلظت آلانين تقريباً 2-4 برابر غلظت آن در پلاسماي خون حيوانات و 8 درصد آلانين در مايع آلانتوئيکي گوسفند در روز 60 آبستني است (Kwon و همکاران، 2003). مکانيسم اين عمل هنوز شناخته شده نيست اما ممکن است آلانين به عنوان واسطه، بازدارنده تجزيه پروتئين در ايمونوسيت¬ها باشد (Meijer و همکاران، 2004).
در¬حال¬حاضر اطلاعات کمي در مورد نقش اسيدآمينه آلانين بر واکنش¬هاي ايمني گونه¬هاي مختلف حيواني در دسترس است. به¬هر-حال در بيماران دچار TPN ، آلانين فوايد زيادي براي کمک به گلوکونئوژنزيس و متابوليسم لوکوسيت¬ها دارد (Kudsk، 2006).

2. آرژنين، سيترولين و اورنيتين

آرژنين به عنوان يک ماده ضروري، تقريباً در همه سلول¬ها از سيترولين، سنتز مي¬شود (Wu و همکارن، 1998). روده کوچک اغلب پستانداران به جز گربه¬ها و سمورها، توانايي سنتز سيترولين را از گلوتامين، گلوتامات و پرولين دارد (Wu، 1998). غلظت پلاسمايي آرژنين و سيترولين به طور مشخص در مواردي مانند سؤتغذيه، روزه گرفتن، فشار روحي، جراحت ناشي از سوختگي، التهاب، مسموميت عفوني (طب) و پيوند کبد، کاهش مي¬يابد (Bansal و همکاران، 2003). در اين شرايط، آرژنين اغلب از طريق جيره غذايي براي ايجاد بالانس نيتروژن و سلامتي حيوانات و انسان¬ها، تأمين مي¬شود (Flynn و همکاران، 2002).
به¬دليل دو قطبي بودن غشاء سلولي، آرژنين به عنوان يک عامل واسطه براي انتقال انسولين، هورمون رشد، پرولاکتين و فاکتور رشد¬ شبه انسولين¬1 عمل مي¬نمايد (Newsholme و همکاران، 2005). اين هورمون¬ها مي¬توانند واسطه عمل آرژنين بر سيستم ايمني، از مسيري مستقل از NO (نيتريک اکسيد) شوند. به¬خصوص، انسولين و هورمون رشد، متابوليسم گلوکز و اسيد¬هاي آمينه را در بافت¬هاي اصلي مانند ماهيچه اسکلتي، بافت چربي، کبد و قلب تنظيم نموده (Meijer و همکاران، 2004) و بنابراين توانايي دسترسي اين مواد مغذي را براي لوکوسيت¬ها فراهم مي¬سازند. همچنين هورمون رشد ، توليد لنفوسيت T را در تيموس، تعداد سلول¬هاي پيشرو در مغز استخوان، واکنش سلول¬هاي T به سيتوکين¬ها و قابليت آنتي¬ژني سلول¬هاي دندريت را افزايش مي¬دهد (Calder و همکاران، 2004). به¬علاوه پرولاکتين آزادسازي سيتوکين¬ها را به وسيله¬ي لنفوسيت¬هاي Th1 افزايش مي¬دهد (Dorshkind و همکاران، 2000). همچنين فاکتور رشد1 بلوغ لنفوسيت¬ها را در مغز استخوان، تعداد لنفوسيت¬ها و فعاليت آن¬ها و همچنين عمر تيموس را افزايش مي¬دهد (Dorshkind و همکاران، 2000).
تحقيقات بيشتر در دهه گذشته ثابت نموده که، سنتز NO به وسيله¬ي NO¬سنتاز(iNOS) در نوتروفيل¬ها و ماکروفاژها، يک مکانيسم ضروري بر عليه ويروس¬ها، باکتري¬ها، قارچ¬ها، سلول-هاي بدخيم، پروتوزوآي داخل سلولي و انگل¬ها در پستانداران، پرندگان، حيوانات خاکزي و مهره¬دارن کوچک و بي¬مهرگان است (Bronte و همکاران، 2005). iNOS در لوکوسيت-ها در واکنش به IFNγ و ليپوپلي¬ساکاريدها (LPS) ايجاد مي-شود، و NO يک نقش مهم در ايمني ذاتي و اکتسابي ايفا مي-نمايد (Bogdan و همکاران، 2000). بنابراين توليد NO به وسيله¬ي iNOS داراي بيشترين رابطه با ايمني است. زيرا آرژنيناز و iNOS براي بدست آوردن آرژنين، به عنوان يک پيش¬ماده مشترک، رقابت مي¬کنند. بنابراين تنظيم بيان آرژيناز و فعاليت آن يک نقش حياتي در توليد NO به وسيله¬ي لوکوسيت¬ها، ايفا مي¬نمايد (Kepka-Lenhart و همکاران، 2000).
به‌طور جالب توجه، اغلب باکتري‌ها مانند هليکوباکتر¬پيلوري ، با يک استراتژي خاص و از طريق بيان آرژيناز، و از بين بردن آرژنين و کاهش توليد NO به وسيله¬ي iNOS ،رشد پيدا مي¬کنند (Gobert و همکاران، 2001). تحقيقات جديد بيان مي-کنند که سطوح فيزيولوژيکي از آرژنين (150 ميکروگرم)، بيان CD3 را، که براي تکميل گيرنده سلول¬هاي T نياز است، تنظيم مي¬کند (Rodriguez و همکاران، 2003).
تعدادي از مطالعات حيواني بيان کرده¬اند، آرژنين، براي توسعه لنفوسيت¬ها نياز است و مکمل آرژنين جيره سيستم ايمني را در رقابت¬هاي مختلف ايمونولوژيکي تقويت مي¬کند (Calder و همکاران، 2004؛ Field و همکاران، 2000). دريافت ناکافي آرژنين (3/0 درصد آرژنين جيره)، سنتز NO را به وسيله¬ي ترکيب NOS و iNOS، در موش¬هاي جوان کاهش داده (Wu و همکاران، 1999) و واکنش¬هاي ايمني جوجه¬هاي در حال رشد را ناکارآمد مي¬نمايد (Konashi و همکاران، 2000).
مکمل آرژنين (1 درصد جيره)، در حيوانات با جراحت سوختگي، التهاب مرگ¬آور صفاق يا جراحات روده¬اي، سبب کاهش جابه¬جايي باکتري¬ها شده، و همچنين فعاليت ضد¬باکتريايي فاگوسيت¬هاي ميزبان و در پي آن، بقاي ميزبان را افزيش مي¬دهد (Abumrad و همکاران، 2004). به¬علاوه، مکمل 83/0 درصد آرژنين در جيره خوک¬هاي آبستن، وضعيت سيستم ايمني را تقويت، و بيماري و مرگ¬و¬مير را در واکنش به پاتوژن¬هاي عفوني، کاهش مي¬دهد (Kim و همکاران، 2007).
مطالعات آزمايشگاهي بيان¬گر آن است که، تأمين روده¬اي آرژنين (20-8 گرم در روز)، سيستم ايمني را تقويت نموده و سرعت درمان بيماران داري سوختگي، سرطان، HIV، فشارهاي روحي و جراحي¬هاي داخل شکم، را بهبود مي¬بخشد (Field و همکاران، 2002؛ Suchner و همکاران، 2002). اين شرايط گوياي افزايش فعاليت سلول¬هاي T، افزايش توليد آنتي¬بادي، تسريع در درمان به واسطه سلول¬هاي ايمني يا کاهش عفونت است؛ و مهمترين نتيجه حاصل از اين تحقيق، استفاده از آرژنين به عنوان يک تقويت کننده سيستم ايمني است (Kudsk، 2006).

3. آسپارژين

تحقيقات نشان¬ دهنده آن است که آسپارژين نقش مهمي در سيستم ايمني ايفا مي¬کند. اين اثرات عبارتند از: 1) بيان آسپارژين سنتتاز در لنفوسيت¬ها و ماکروفاژها، در واکنش به ميتوژن¬ها و ديگر تحريکات، به¬طور آشکار افزايش مي¬يابد (Suzuki و همکاران، 2002)، 2) افزايش بين سلولي آسپارژين، سبب بيان و فعاليت اورنيتين دکربوکسيلاز براي سنتز پلي-آمين در سلول¬هاي تيموس(Brand، 1987) و iNOS در فعالسازي ماکروفاژها مي¬شود (Suzuki و همکاران، 2002 و 3) آسپارژين از مرگ سلولي جلوگيري و رشد سلولي را در لنفوسيت¬ها افزايش مي¬دهد (Duval و همکاران، 1991).
بنابراين آسپارژين براي افزايش واکنش¬هاي ايمني سودمند و بر رشد لنفوسيت¬هاي غير¬نرمال در بيماران سرطاني تأثير¬گذار است.

4. آسپارتات و گلوتامات

آسپارتات و گلوتامات نقش¬هاي متنوعي را در متابوليسم و عملکرد لوکوسيت¬ها ايفاء مي¬نمايند (Newsholme و همکاران، 2003). آسپارتات به¬عنوان پيش¬ماده سنتز نوکلئوتيدهاي پورين و پريميدين جهت تکثير لنفوسيت¬ها حياتي است (Newsholme و همکاران، 1997). هم¬چنين آسپارتات براي بازيافت سيترولين، با کمک آرژنين و به وسيله iNOS، براي فعاليت ماکروفاژها نياز است (Wu و همکاران، 1992). اين فعاليت¬ها، غلظت درون سلولي مناسبي از آرژنين را به¬دليل حفظ سطوح بالاي NO در رقابت¬هاي ايمونولوژيکي، نگهداري مي-کنند.
گلوتامات بيان iNOS را در بافت¬هاي حياتي مانند مغز تنظيم مي¬کند؛ لذا اين اسيد¬آمينه به¬طور غيرمستقيم سيستم ايمني حيوانات را تحت تأثير قرار مي¬دهد (Wu و همکاران، 2002). هم¬چنين گلوتامات، در لنفوسيت¬ها (Tian و همکاران، 2004) و ماکروفاژها (Stuckey و همکاران، 2005)، پيش¬ماده سنتز گاما-آمينوبوتيرات (GABA) بوده، و بيان گيرنده GABA در سلول¬هاي T، تأثير بازدارندگي بر تکثير لنفوسيت¬ها و ماکروفاژها دارد (Tian و همکاران، 2004). به¬علاوه گلوتامات به¬عنوان يک ماده ضروري جهت سنتز گلوتاتيون و حذف اکسيدان-ها شناخته شده است (Wu و همکاران، 2004).
آسپارتات و گلوتامات در جيره، همراه با گلوتامين، سوخت-هاي اصلي انتروسيت¬ها هستند (Wu، 1998). اين اسيدهاي¬آمينه به حفظ سدهاي مخاطي روده کمک نموده و از جابه¬جايي ميکروارگانيسم¬هاي روده¬اي و انتشار آن¬ها به کل بدن، جلوگيري مي¬نمايند (Van der Hulst و همکاران، 1993). همچنين، در کنار نقش آن¬ها به عنوان واسطه¬هاي متابوليکي توليد انرژي در لوکوسيت¬ها، آسپارتات و گلوتامات تحت عنوان نوروترانسميتر در سيستم ايمني مرکزي و محيطي، بر گيرنده-هاي يونوتروپيک و متابوتروپيک اثر مي¬گذارند (Newsholme و همکاران، 2003). همچنين آسپارتات و گلوتامات، انتقال ساده اکي¬والان¬ها را از عرض غشاء ميتوکندري تنظيم نموده و از اين طريق گليکوليز و پتانسيل سلولي را از طريق جابجايي مالات / آسپارتات، تنظيم مي¬کنند (Newsholme و همکاران، 1999).

5. اسيدهاي آمينه زنجيره‌دار (BCAA)

لنفوسيت‌ها، BCAA ترانس آميناز و 2 اکسيد دهيدروژناز زنجيره¬دار را، براي کاهش BCAA توليد مي¬کنند (Schafer و همکاران، 1988). انتقال و استفاده از BCAA توسط لنفوسيت-ها در واکنش به ميتوژن¬ها افزايش مي¬يابد (Koch و همکاران، 1990) و با توجه به اين¬که BCAA، گروه آلفاآمين را براي سنتز اندوژنوسي گلوتامين در ماهيچه اسکلتي فراهم مي¬کند (مطابق شکل 1)، به طور قابل ملاحظه¬اي، بخشي از سيستم ايمني است (Newsholme و همکاران، 1997).

شکل 1- متابوليسم اسيدهاي آمينه زنجيره دار، گلوتامين و آرژنين، و نقش آن­ها در وظايف سيستم ايمني.  ماهيچه اسکلتي BCAA را از سرخرگ دريافت و آلانين و گلوتامين را از BCAA و آلفاکتوگلوتارات سنتز و اين دو اسيدآمينه را به جريان بدن آزاد مي­نمايند. روده کوچک از گلوتامين براي سنتز سيترولين استفاده مي­کند، که در کليه­ها، سلول­هاي سيستم ايمني و انواع ديگر سلول­ها، به آرژنين تبديل مي­شود. کبد، بافت اوليه براي سنتز  گلوتاتيون از گلوتامات، گلايسين و سيستئين، و گلوکز از آلانين براي استفاده سلول­ها و بافت­هاي خارج از کبد مانند لوکوسيت­ها است.

 

همچنين لوسين فعال¬کننده مسير mTOR است که سنتز و تجزيه پروتئين را در سلول¬ها تنظيم مي¬کند (Meijer و همکاران، 2004). اطلاعات اندکي در مورد تأثير BCAA بر توليد سيتوکين¬ها و آنتي¬بادي¬ها در لنفوسيت¬ها در شرايط آزمايشگاهي وجود دارد (Calder، 2006). به¬دليل اين¬که اسکلت کربني BCAA در لوکوسيت¬ها سنتز نمي¬شود، کمبود لوسين، ايزولوسين و والين در محيط کشت، منجر به اختلال در سنتز کامل پروتئين يا تکثير لنفوسيت¬ها در واکنش به ميتوژن¬ها مي¬شود (Waithe و همکاران، 1975). به¬هر¬حال، تغيير غلظت BCAA بين 2/0 تا 1 ميلي¬مول، بر تکثير لنفوسيت¬ها تأثيري ندارد (Skaper و همکاران، 1976). اين يافته¬ها بيان¬گر آن است که سطح نرمال BCAA در پلاسما، محدود به واکنش سلول-هاي T به ميتوژن¬ها نيست.
برخي از مطالعات حيواني نشان مي¬دهند که دريافت ناکافي BCAA سبب آسيب به سيستم ايمني مي¬گردد. جوس و گود (1973) گزارش نمودند که محدوديت لوسين و والين در جيره سبب کاهش 80-90 درصدي مرگ سلول¬هاي تومور لنفوسيتي مي¬شظود (Jose و همکاران، 1973). به¬طور جالب¬توجه، لوسين نسبت به ايزولوسين و والين تأثيرات بيشتري بر سيستم ايمني مي-گذارد (Konashi و همکاران، 2000). هم¬چنين جيره موش با غلظت کافي BCAA براي 3 هفته، از حساسيت به سالمونلا تيفيموريوم ، آسيب در توليد آنتي¬بادي¬ها، کاهش غلظت ترانسفرين و افزايش تعداد باکتري¬ها در کبد و طحال جلوگيري مي¬کند (Petro و همکاران، 1981). به¬دليل ¬اين¬که بخشي از BCAA بر روي غشاء سلولي قرار مي¬گيرد، عدم تعادل در ترکيب جيره منجر به آسيب سيستم ايمني، به¬خصوص هنگامي-که حيوانات داراي جيره با پروتئين پايين باشند، مي¬گردد (Aschkenasy، 1979).
بتاهيدروکسي بتا متيل بوتيرات (HMB) يک متابوليت لوسين است که در سيستم ايمني ايفاي نقش مي¬کند و تکثير، فاگوسيتوز و بيان گيرنده¬هاي Fc را در ماکروفاژهاي مرغ افزايش مي¬دهد (Peterson و همکاران، 1999). افزودن 1/0 درصد بتاهيدروکسي بتا متيل بوتيرات، وظايف سيستم ايمني را تقويت و مرگ¬و¬مير حيوانات مختلف، شامل مرغ¬ها، ماهي¬ها و خوک¬هاي داراي بيماري¬هاي عفوني را کاهش مي¬دهد (Nissen و همکاران، 1997).

6. گلوتامين

گلوتامين يک اسيدآمينه فراوان در پلاسما، ماهيچه اسکلتي، مايع جنيني و شير است (Newsholme و همکاران، 1997؛ Self و همکاران، 2004 و Wu و همکاران، 1994). اين اسيدآمينه به-عنوان پيش¬ماده انرژي¬زاي مهم سلول¬هاي سيستم ايمني محسوب گرديده (Newsholme و همکاران، 1999 و Wu و همکاران، 1991) و در هموستاز نيز ايفاي نقش مي¬نمايد.
به¬طور¬ جالب ¬توجه¬اي در سلول¬هاي سيستم ايمني، شامل تيموسيت-ها، لنفوسيت¬هاي غدد لنفي، لنفوسيت¬هاي خون، لنفوسيت¬هاي زير¬مخاطي، نوتروفيل¬ها و ماکروفاژها، گلوتامين از طريق گلوتامينوليزيز عمدتاً به گلوتامات و به مقدار کمتر به آسپارتات، آلانين، لاکتات، پيروات و CO2 تبديل مي¬شود (Field و همکاران، 1994؛ Newsholme و همکاران، 1999 و Wu، 1996). مالات دهيدروژناز، مستقل از NADP+، در لنفوسيت¬ها، ماکروفاژها، مونوسيت¬ها و نوتروفيل¬ها، مالات و NADP+ را به پيروات و NADPH، تبديل مي¬کند (Newsholme، 2001). هم¬چنين NOS و NADPH اکسيداز، براي توليد NO و آنيون سوپراکسيد، به NADPH نياز دارند (Fang و همکاران، 2002).
گلوتامين به عنوان يک منبع اصلي از گلوتامات، سنتز گلوتاتيون را که يک تري¬پپتيد حياتي براي عملکرد سلول¬هاي دفاعي در تنش¬هاي اکسيداتيو است، تنظيم مي¬کند (Wu و همکاران، 2004). گلوتامين به عنوان يک پيش¬ماده در سنتز نوکلئوتيدهاي پورين و پريميدين، در زمان تکثير لنفوسيت¬ها نياز است (Wu و همکاران، 1992 و Ardawi و همکاران، 1983). افزايش خارج سلولي گلوتامين از 01/0 به 5/0 ميلي-مول سبب افزايش تکثير لنفوسيت¬ها مي¬گردد (Wu و همکاران، 1992). هم¬چنين مدارکي وجود دارد که نشان مي¬دهد گلوتامين، از طريق سنتز آرژنين، براي سنتز NOدر ماکروفاژها و مونوسيت¬ها نياز است (Murphy و همکاران، 1998). ميتوژن¬ها، تغييرات در حجم سلول (فعال¬سازي لنفوسيت¬ها و ماکروفاژها در واکنش به تحريکات ايمونولوژيکي)، سيتوکين¬هاي التهابي و تعادل اسيدي و بازي، تنظيم¬کننده¬هاي اصلي متابوليسم گلوتامين در لوکوسيت¬ها هستند (Newsholme و همکاران، 2003؛ Wu و همکاران، 1995a, b).
مطالعات حيواني بيان مي¬کند که تأمين درون روده¬اي يا بيرون روده¬اي گلوتامين، سيستم ايمني ميزبان را تقويت مي-نمايد. به عنوان مثال، مکمل نمودن جيره با 4 درصد گلوتامين، عملکرد لنفوسيت¬ها را در خوک¬هاي آلوده به اندوتوکسين به حالت طبيعي برمي¬گرداند (Yoo و همکاران، 1997). هم¬چنين افزودن 5/3 درصد گلوتامين، توانايي ماکروفاژها را براي توليد TNFα، IL-1β وIL-6 (Wells و همکاران، 1999)، و هم¬چنين حساسيت لنفوسيت¬ها به ميتوژن¬ها را افزايش مي¬دهد (Kew و همکاران، 1999). اين مدارک نشان-دهنده آن است که گلوتامين مي¬تواند فعاليت ماکروفاژها و لنفوسيت¬ها را، در محيط¬هاي طبيعي افزايش دهد. به¬علاوه تهيه 2 درصد گلوتامين، براي نگهداري بافت¬هاي لنفوئيدي روده و سنتز ايمونوگلوبين A در روده کوچک، ضروري است. لذا، تحريک TNFα، از جابه¬جايي باکتري¬ها از روده به کل بدن جلوگيري مي¬کند (Alverdy، 1990). همچنين، خوراندن 2 يا 4 درصد گلوتامين، بقاء موش را به دليل مبارزه با باکتري¬ها افزايش (Adjei و همکاران، 1994)، فعاليت کشندگي سلول¬هاي NK را بهبود (Shewchuk و همکاران، 1997) و رشد تومورها را کاهش مي¬دهد (Shewchuk و همکاران، 1997). تغذيه گلوتامين از راه دهان (27 گرم به ازاء هر کيلوگرم وزن بدن)، سبب افزايش غلظت هورمون رشد در پلاسماي خون انسان مي¬گردد (Welbourne، 1995) و از اين طريق نيز بر سيستم ايمني تأثير مي¬گذارد (Newsholme و همکاران، 2005). بنابراين کاهش گلوتامين، ممکن است سيستم ايمني را دچار آسيب و در نتيجه حساسيت انسان را به بيماري¬هاي عفوني افزايش دهد.

شکل 2- واکنش¬هاي ميان ايمونوسيت¬ها، به واسطه توليد مولکول¬هاي تنظيمي.

7. گلايسين

گلايسين در سنتز تعداد زيادي از مولکول¬هاي فيزيولوژيکي مهم، شامل نوکلئوتيدهاي پورين، گلوتاتيون و هم ، شرکت مي¬کند (Kim و همکاران، 2007). هممچنين به عنوان يک عامل آنتي¬اکسيداني، راديکال¬هاي آزاد را از بين مي¬برد (Fang و همکاران، 2002). بنابراين گلايسين براي تکثير و خاصيت آنتي¬اکسيداني لوکوسيت¬¬ها ضروري است. همچنين تحقيقات مولکولي و درون شناختي، بيان¬گر حضور دريچه گلايسين در کانال¬هاي کلريدي لوکوسيت¬ها است (Froh و همکاران، 2002). فعاليت اين کانال سبب تحريک کانال¬هاي کلسيمي مستقل از ولتاژ نوع L، شده که در پي آن غلظت داخل سلولي Ca2+ کاهش مي¬يابد. بنابراين گلايسين در تنظيم توليد سايتوکين¬ها به وسيله لوکوسيت¬ها و در سيستم ايمني، ايفاي نقش مي¬نمايد (Zhong و همکاران، 2003). يافته¬هاي آزمايشگاهي نشان¬دهنده آن است که افزايش خارج سلولي گلايسين در محدوده غلظت فيزيولوژيکي، دريچه گلايسين کانال¬هاي کلريدي را فعال و سبب هايپرپلاريزه شدن سلول¬هاي مختلف مانند ماکروفاژها، مونوسيت¬ها، لنفوسيت¬ها و نوتروفيل¬ها مي¬شود (Froh و همکاران، 2002).
در تحريک ماکروفاژها به وسيله LPS، گلايسين ورود يون کلسيم را کاهش و غلظت درون سلولي آن را افزايش مي¬دهد، بنابراين توليد سوپراکسيدها، IL-1 و TNFα را کاهش مي¬دهد (Wheeler و همکاران، 1999). گلايسين در Tسل¬ها، در واکنش به تحريکات آنتي¬بادي¬ها بر ضد CD3، بر توليد IL-2، تأثيري ندارد اما در مقدار معمول (1/0-1 ميلي¬مول)، از طريق کاهش سطح درون سلولي يون کلسيم، از تکثير سلول¬ها جلوگيري مي-کند (Stachlewitz و همکاران، 2000). به¬علاوه اضافه کردن 2 ميلي¬مول گلايسين به محيط کشت، از مرگ سلولي جلوگيري و توليد آنتي¬بادي را در لنفوسيت¬هاي B، افزايش مي¬دهد (Duval و همکاران، 1991).
هم¬چنين شواهد نشان مي¬دهد که گلايسين، واکنش¬هاي التهابي و شيوع بيماري را در حيوانات داراي عفونت پاتوژني کاهش مي-دهد. کمبود گلايسين جيره، واکنش¬هاي ايمني را در جوجه¬هاي گوشتي مواجه شده با LPS دچار اختلال مي¬نمايد که اين مورد با مکمل جيره¬اي گلايسين بهبود مي¬يابد (Konashi و همکاران، 2000). به¬علاوه، افزودن 5 درصد گلايسين در جيره موش¬هاي آلوده به مقادير کشنده LPS، سطح پلاسمايي TNFα را کاهش و بقاء حيوان را افزايش داد (Ikejima و همکاران، 1996). به-طور مشابه، افزودن 1 درصد گلايسين در شير، التهاب و افزايش دماي بدن را در گوساله¬هاي آلوده به مقادير پايين اندوتوکسين کاهش مي¬دهد (Simon، 1999). گلايسين، حيوانات را در برابر ورم¬هاي مفصلي ناشي از پلي¬ساکاريدهاي پپتيدوگليکان، جراحت¬هاي شيميايي غشاء مخاطي روده و معده، کم¬خوني¬هاي موضعي در بافت¬هاي مختلف و آسيب¬هاي ناشي از اندوتوکسين¬ها و مسموميت¬هاي عفوني محافظت مي¬کند (Zhong و همکاران، 2003).

8. هيستيدين

پلاسماي خون حاوي سطوح بالايي از گليکوپروتئين¬هاي غني از هيستيدين است که برخي از واکنش¬هاي زيستي را تنظيم مي-نمايد. اين واکنش¬ها شامل اتصال و جابه¬جايي سلولي، فعالسازي ضمائم و فاگوسيتوز سلول¬هاي مرده مي¬باشد (Jones و همکاران، 2005). هم¬چنين يک وظيفه ايمونولوژيکي مهم هيستيدين، به فعال¬سازي هيستيدين¬دکربوکسيلاز است که براي توليد هيستامين، به عنوان يک واسطه اصلي در واکنش¬هاي التهابي، ايفاي نقش مي¬نمايد (Tanaka و همکاران، 2006).
سابقاً عقيده بر اين بود که تنها برخي از سلول¬ها، به¬خصوص بازوفيل¬ها، مي¬توانند هيستامين را در واکنش به تحريکات مختلف آزاد نمايند. مطالعات نوين بيان¬گر آن هستند که بسياري از بافت¬ها و انواع مختلفي از سلول¬ها شامل سلول¬هاي پيشرو هماتوپوئتيک ، ماکروفاژها، پلاکت¬ها، سلول¬هاي دندرتيک و لنفوسيت¬هاي T، آنزيم هيستيدين¬دکربوکسيلاز را براي سنتز هيستامين بيان نمايند (Dy و همکاران، 2004).
هيستامين وظايف فيزيولوژيکي و ايمونولوژيکي مختلفي را توسط فعال¬سازي گيرنده¬هاي متنوع خود بر سلول¬هاي هدف، تنظيم مي¬کند. يافته¬ها بيان¬گر آن هستند که بسياري از سلول-ها (سلول¬هاي هماتوپوئتيک سيستم عصبي مرکزي و محيطي، ائوزينوفيل¬ها، بازوفيل¬ها، سلول¬هاي پستان، لنفوسيت¬هاي T و سلول¬هاي دندرتيک)، گيرنده 4 هيستامين (H4R) را که نقش مهمي جهت عملکرد لوکوسيت¬ها در التهاب هماتوپوئيسيز دارد، را بيان مي¬کنند (Tanaka و همکاران، 2006). به¬علاوه هيستامين واسطه¬ي اجتماع پلاکت¬ها است و فعاليت سلولي Th2 را از طريق کاهش IL-12 و افزايش توليد IL-10 افزايش مي¬دهد (Dy و همکاران، 2004).
تعداد کمي از مطالعات، نقشي مؤثر براي هيستيدين خوراکي بر عملکرد سيستم ايمني حيوانات بيان مي¬کنند. با اين وجود، کمبود هيستيدين در جيره سبب کاهش غلظت پلاسمايي پروتئين¬هايي مانند گليکوپروتئين¬هاي غني از هيستيدين مي-شود (Jones و همکاران، 2005). دريافت ناکافي هيستيدين در جيره، واکنش¬هاي ايمني را در جوجه¬ها کاهش مي¬دهد که اين کمبود به وسيله افزودن مقادير هيستيدين در جيره، برطرف مي¬گردد (Konashi و همکاران، 2000).

9. ليزين

مطالعات بيان مي¬کنند که، کمبود ليزين در جيره، سنتز پروتئين¬ها (مانند سيتوکين¬ها) و تکثير لنفوسيت¬ها را محدود نموده و واکنش¬هاي ايمني را در جوجه¬ها تضعيف، و در نتيجه بيماري و مرگ¬ومير ناشي از عفونت را افزايش مي¬دهد (Kidd وهمکاران، 1997و Konashi و همکاران، 2000)همچنين چن و همکاران (2003) بيان مي¬کنند که، دريافت ناکافي ليزين، واکنش¬هاي آنتي¬بادي و ايمني سلولي را در جوجه¬ها کاهش مي-دهد (Chen و همکاران، 2003).
با توجه به نقش آرژنين در سيستم¬هاي ¬انتقال سلولي، حضور مقادير بالاي ليزين خارج سلولي، مي¬تواند ورود آرژنين به لوکوسيت¬ها و سنتز NO را تنظيم نمايد (Wu و همکاران، 2002). افزايش غلظت خارج سلولي ليزين (3/0-2 ميلي¬مول) غلظت آرژنين داخل سلولي و سنتز NO را در ماکروفاژهاي فعال کاهش مي¬دهد (Closs و همکاران، 2000). لذا امروزه، از اثر تضاد بين ليزين و آرژنين، براي درمان مؤثر عفونت¬هاي غشايي حاصل از ويروس تب خال بهره¬برداري مي¬نمايد (Griffith و همکارن، 1978). مطالعات بيان¬گر آن است که استفاده از ليزين به مقدار 1-8/0 گرم در روز، در طول مدت عفونت، مقاومت ويروس را کاهش داده و دوره بيماري را کوتاه و نتايج باليني حاصله را بهبود مي¬بخشد (Griffith و همکارن، 1978). اين بهبود از طريق کاهش انتقال آرژنين به داخل ويروس و جلوگيري از فعاليت آرژيناز توسط ليزين و در نتيجه کاهش پلي¬آمين¬ها براي رشد ويروس حاصل مي¬گردد (Griffith و همکارن، 1981).

10. فنيل‌آلانين و تيروزين

مطالعات شي و همکاران (2004) بيان¬گر آن است که فنيل¬آلانين داراي نقش هاي مهمي در تنظيم بيان و فعاليت GTP سيکلوهيدرولازI است. GTP سيکلوهيدرولازI، اولين کنترل¬کننده آنزيمي براي سنتز تتراهيدروبيوپترين بوده و اين ماده يک کوفاکتور ضروري براي NOS است (Shi و همکاران، 2004). بنابراين فنيل¬آلانين مي¬تواند سنتز NO را در لوکوسيت¬ها تنظيم نمايد. در نتيجه، دريافت کافي فنيل¬آلانين از جيره، براي توليد مقدار کافي تتراهيدروبيوپترين، براي توليد NO به وسيله ي iNOS در ماکروفاژهاي فعال و ديگر لوکوسيت¬ها، نياز است (Wu و همکاران، 2002).
تيروزين، محصول حاصل از تجزيه فنيل¬آلانين، يک ماده ضروري براي سنتز هورمون¬هاي کاته¬کولامين شامل اپي¬نفرين و نوراپي-نفرين، و هورمون¬هاي تيروئيدي شامل تري¬يدوتيرونين و تيروکسين و به¬همان¬اندازه، يک ماده ضروري براي سنتز دوپامين و ملانين است (Kim و همکاران، 2007). نوراپي-نفرين، به¬عنوان يک پيامبر کليدي، از سيستم عصبي سمپاتيک ترشح و بر روي سيستم ايمني اثر مي¬گذارد (Kin و همکاران، 2006).
دوپامين و ملانين، سنتز سيتوکين¬هاي پيش¬التهابي شامل TNFα، IL-1β، IL-6 و IL-10 را در مونوسيت¬ها و ماکروفاژها، کاهش مي-دهند، هم¬چنين توليد واسطه¬هاي ضد¬التهابي توسط لوکوسيت¬ها تحريک مي¬نمايند. اين دو ترکيب، تکثير لنفوسيت¬ها، اجتماع پلاکت¬ها و فعاليت فاگوسيتي نوتروفيل¬ها را تنظيم مي¬نمايند (Basu و همکارن، 2000 و Mohagheghpour و همکاران، 2000)
اين يافته¬هاي بيوشيميايي روشن مي¬سازند که، کمبود فنيل-آلانين و تيروزين، به واکنش¬هاي ايمني در جوجه¬ها آسيب وارد مي¬نمايد، که اين آسيب¬ها با استفاده از مکمل جيره¬اي فنيل-آلانين و تيروزين، بهبود خواهند يافت (Konashi و همکاران، 2000).

11. پرولين

پرولين از طريق آنزيم پرولين¬اکسيداز در بافت¬هاي مختلف شامل روده کوچک، کبد، کليه، بافت¬هاي لنفوئيدي و جفت براي توليد پرولين-5-کربوکسيليت (P5C) و H2O2، تجزيه مي-شود (Wu، 1997 و Wu و همکاران، 2005). هم¬چنين P5C مي-تواند به طور¬گسترده¬اي پرولين را توسط آنزيم P5Cردوکتاز وابسته به NADPH، احيا نمايد. وظايف چرخه P5C-پرولين، تنظيم پتانسيل سلولي و تکثير سلول¬هايي مانند لنفوسيت¬ها است (Phang، 1985). اين مکانيسم بيان¬گر نقش پرولين در حفاظت لنفوسيت¬ها از مرگ سلولي، تحريک رشد سلولي و افزايش توليد آنتي¬بادي¬ها است (Duval و همکاران، 1991).
پرولين يک¬سوم اسيدهاي¬آمينه کلاژن را تشکيل مي¬دهد. لذا، براي بهبود و ترميم زخم¬ها، به واسطه سلول¬هاي سيستم ايمني حياتي است (Abumrad و همکاران، 2004). مطالعه ها و همکاران (2005) بيان¬گر احتمال حضور پرولين¬اکسيداز در برخي واکنش¬هاي سيستم ايمني است (Ha و همکاران، 2005). به-طور¬ جالب¬توجهي کمبود تجزيه پرولين ناشي از کمبود پرولين اکسيداز روده¬اي، به وظايف سيستم ايمني در روده آسيب وارد مي¬نمايد (Ha و همکاران، 2005).
پرولين¬اکسيداز در شير نيز وجود دارد که مي¬تواند سبب حفاظت روده نوزادان در برابر باکتري¬ها و ويروس¬ها گردد (Sun و همکاران، 2002)؛ اين مطالعات روشن مي¬کند که، چرا تغذيه نوزاد بدون شير مادر، نسبت به تغذيه نوزاد به وسيله شير مادر، خطر بالاتري از اختلال و سوء عملکرد روده-اي ايجاد مي¬نمايد (Field، 2005 وWu و همکاران، 1996).

12. سرين

مسيرهاي مختلفي براي استفاده از سرين وجود دارد که از آن جمله مي¬توان به متابوليسم واحد تک کربنه، سنتز کبدي و کليه¬اي گلوکز به¬خصوص در نشخوارکنندگان، و سنتز گلايسين، سرآميد و فسفاتيديل¬سرين به عنوان ترکيبات ساختاري و مولکول¬هاي نشانگر در سلول¬هايي مانند لنفوسيت¬هاي B و T نام برد (Kim و همکاران، 2007 و Jones و همکاران، 1999). به¬علاوه فسفاتيديل¬سرين، در تنظيم توليد IL-2 و فعال¬سازي لنفوسيت¬هاي T در واکنش به تحريکات ايمونولوژيکي کاربرد دارد (Pelassy و همکاران، 1991). هم¬چنين به¬دليل اين¬که، گلوکز يک سوخت اصلي براي لنفوسيت¬ها و ماکروفاژها است (Newsholme و همکاران، 1999) و سرين در سنتز کبدي و کليه-اي گلوکز داراي نقش است، در نتيجه سرين به خصوص در زمان اواخر آبستني در نشخوارکنندگان، براي وظايف اين سلول¬ها ضروري است (Wu و همکاران، 2006). به¬علاوه مطالعات نشان مي¬دهند که دريافت ناکافي سرين از جيره، پاسخ ايمني را در جوجه¬ها کاهش مي¬دهد و اين آسيب با استفاده از مکمل جيره¬اي سرين بهبود خواهد يافت (Konashi و همکاران، 2000).

13. آمينواسيدهاي گوگرددار

دريافت کافي متيونين و سيستئين از جيره، براي سنتز پروتئين¬هاي سيستم ايمني ضروري است (Grimble، 2006). متيونين، به¬دليل توليد دکربوکسيلات S- آدنوزيل متيونين، يک دهنده گروه متيل محسوب مي¬شود که در متيل¬گذاري DNA و پروتئين¬ها، سنتز اسپرميدين و اسپرمين و تنظيم بيان ژن شرکت مي¬کند (Wu و همکاران، 2006). هم¬چنين به¬دليل اين¬که پلي¬آمين¬ها براي تکثير و تمايز لنفوسيت¬ها ضروري هستند (Flynn و همکاران، 2002)، متيونين ممکن است يک نقش محدودي در تشکيل پروتئين¬هاي اين سلول¬ها داشته باشد. به¬علاوه متيونين يک پيش¬ماده براي سنتز کولين و بنابراين فسفاتيديل کولين و استيل¬کولين است، که فسفاتيديل¬کولين و استيل¬کولين، براي انجام وظايف سيستم عصبي و متابوليسم لوکوسيت¬ها ضروري هستند (Kim و همکاران، 2007).
سيستئين، جزئي از گلوتاتيون (GSH) و H2S (يک مولکول نشانگر)، در سلول¬هاي حيواني است و متابولسيم آن در واکنش به عفونت¬ها، به¬طور¬مشخص تغيير مي¬نمايد (Malmezat و همکاران، 2000). سنتز گلوتاتيون تحت تأثير دريافت جيره¬اي اسيد¬هاي¬آمينه گوگرددار است (Wu و همکاران، 2004)، بنابراين يک همبستگي مثبت بين فعاليت مسير انتقال سولفور و غلظت گلوتاتيون در کبد، طحال و ماهيچه وجود دارد (Malmezat و همکاران، 2000). گلوتاتيون، راديکال¬هاي آزاد و انواع ديگر اکسيژن¬هاي واکنشي، شامل راديکال هيدروکسيل، راديکال پروکسيل ليپيد، پروکسي نيتريت و H2O2، را از بين مي¬برد (Fang و همکاران، 2002). يافته¬هايي وجود دارند که، غلظت داخل سلولي GSH، يک نقش مهم در تنظيم مسير¬هاي انتقال سيگنال سلولي در واکنش به تحريکات ايمونولوژيکي ايفا مي¬نمايد (Fratelli و همکاران، 2005). به-علاوه، GSH، واکنش¬هاي ايمني شامل عملکرد سلول¬هاي T کمکي (Th) و توليد آنتي¬بادي را، در سلول¬هايي که به آنتي¬ژن¬ها واکنش نشان داده¬اند تنظيم مي¬نمايد (Peterson و همکاران، 1998). بنابراين کمبود خارج سلولي سيستئين يا داخل سلولي GSH، مي¬تواند منجر به کاهش تعداد سلول¬هايCD4 وهم¬چنين توليد کمتر INFγ، گردد. اين تغييرات مي¬توانند تکثير لنفوسيت¬ها را در واکنش به ميتوژن¬ها دچار آسيب و فعاليت کشندگي سلول¬هاي T را نيز کاهش ¬دهند (Obled و همکاران، 2004). به¬علاوه کاهش GSH، با بيماري¬هايي نظير مالاريا، توبرکلوسيس، سرطان، AIDS و رماتيسم مفاصل، همبستگي دارد؛ و نياز به اسيدهاي آمينه گوگرددار با تنش¬هاي روحي، مسموميت عفوني و جراحت افزايش مي¬يابد (Grimble، 2006 و Obled و همکاران، 2004).
مکمل متيونين و سيستئين در شرايط کاتابوليکي مختلف، براي سيستم ايمني سودمند هستند. براي مثال افزايش سطح متيونين از 35/0 به 2/1درصد در جيره جوجه¬هاي گوشتي مبتلا به نيوکاسل، به¬طور آشکار واکنش¬هاي ايمني، تکثير سلول¬هاي T در واکنش به تحريکات ميتوژني (Tsiagbe و همکاران، 1987a)، سطوح پلاسمايي ايمونوگلوبين G (Tsiagbe و همکاران، 1987a)، مهاجرت لوکوسيت¬ها و تيتر آنتي¬بادي (Swain و همکاران، 2000) را افزايش مي¬دهد. سيستئين نيز مانند متيونين ، تأثيرات مشابهي در واکنش¬هاي ايمني جوجه¬هاي گوشتي ايفاء مي¬نمايد (Tsiagbe و همکاران، 1987b).
به¬هر¬حال سطوح بالاي متيونين يا سيستئين ( بالاتر از 45/1 درصد در جيره)، براي رشد و واکنش¬هاي ايمني جوجه¬هاي گوشتي مضر مي¬باشد (Tsiagbe و همکاران، 1987a,b) ؛ که شايد دليل آن توليد افراطي پيش¬ماده¬هاي کشنده، مانند هموسيستئين و اسيد¬سولفوريک باشد (Wu و همکاران، 2002). به¬دليل اين¬که سيستئين در غلظت¬هاي بالا اثر سمي دارد، ان -استيل سيستئين (NAC) و ال-2- اکساتيازوليدين-4-کربوکسيليت (OTC و يک آنالوگ از 5- اکساپرولين)، به¬طور¬عادي و از طريق تزريق وريدي يا همراه با نوشيدن آب، براي افزايش سنتز گلوتاتيون اندوژنوس در سلول¬ها، مورد استفاده قرار مي¬گيرد (Wu و همکاران، 2004).
تائورين فراوان¬ترين اسيدآمينه آزاد در لنفوسيت¬ها و يک آنتي¬اکسيدان قوي است (Fang و همکاران، 2002). به¬علاوه تائورين با اسيد¬هايپوکلروس، که يک عامل توليد ميکروبيسيدال توسط مونوسيت¬ها و نوتروفيل¬هاي فعال است، واکنش مي¬دهد و تائورين کلرآمين توليد مي¬نمايد (Wright و همکاران، 1986)؛ که اين عامل توليد سيتوکين¬هاي پيش-التهابي شامل IL-1، IL-6 و TNFα و همچنين پروستاگلاندين E2 را کاهش (Weiss و همکاران، 1982 و Chorezy و همکاران، 2002) و توليد هيستامين را به وسيله نوتروفيل¬هاي موش افزايش مي¬دهد (Wojtecka-Lukasik و همکاران، 2004). بنابراين، افزودن 1 درصد تائورين در آب آشاميدني، تحريک التهاب ريه را به وسيله بلوميسين کاهش مي¬دهد (Schuller-Levis و همکاران، 2003).

14. تريپتوفان

محصولات حاصل از کاتابوليسم تريپتوفان شامل سروتونين، N- استيل سروتونين، ملاتونين و آندرانيليک اسيد هستند (Kim و همکاران، 2007). تجزيه تريپتوفان به آندرانيليک اسيد، به واسطه التهاب يا تحريک حاصل از LPS يا سيتوکين¬ها، از مسير ايندول آمين 2-3-دي اکسيژناز (IDO)، افزايش مي¬يابد (Platten و همکاران، 2005).
سروتونين، N- استيل سروتونين و ملاتونين، ايمني ميزبان را به وسيله جلوگيري از توليد سوپراکسيدها، از بين بردن راديکال¬هاي آزاد و کاهش توليد TNFα، افزايش مي¬دهند (Perianayagam و همکاران، 2005). به¬علاوه، N- استيل سروتونين، بازدارنده آنزيم سپياپترين¬ردوکتاز محسوب مي¬شود که اين آنزيم براي سنتز تتراهيدرپترين نياز مي¬باشد (Shi و همکاران، 2004). اين متابوليت تريپتوفان به وسيله تنظيم سنتز NO، مي¬تواند بر سيستم ايمني ذاتي و اکتسابي تأثير بگذارد.
يافته¬هاي جديد نشان مي¬دهند که آندرانيليک اسيد از توليد سيتوکين¬هاي پيش¬التهابي Th1 و هم¬چنين از التهاب عصبي حاصل از خودايمني جلوگيري مي¬کند (Platten و همکاران، 2005). به-دليل کاهش تصاعدي تريپتوفان پلاسماي خون حيوانات در هنگام التهاب، آندرانيليک اسيد، يک نقش حياتي در وظايف ماکروفاژها و لنفوسيت¬ها بازي مي¬کند (Melchior و همکاران، 2004).
يافته¬هاي علمي بيان مي¬کنند که کاتابوليسم تريپتوفان، نقش مهمي در واکنش¬هاي ايمني به واسطه توليد موضعي بازدارنده-هاي ايمني محيطي، که توانايي کنترل هموستازي سلول هاي T را در التهاب دارند، ايفاء مي¬نمايد (Platten و همکاران، 2005). کمبود تريپتوفان در جيره جوجه¬هاي گوشتي، به واکنش-هاي ايمني آسيب وارد مي¬نمايد (Konashi و همکاران، 2000). در¬حال¬حاضر، پتانسيل استفاده از تريپتوفان کريستاله، براي مديريت سلامت حيوانات، به¬طور¬کامل توسعه نيافته است. مطالعات نشان مي¬دهند که مکمل جيره¬اي با 0/36 يا 0/5 درصد تريپتوفان، کانيباليسم را در ماهي کاهش می¬دهد (Hseu و همکاران، 2003).

 

دانلود مقاله

 


منابع:

  1. Abumrad, N. N and A. Barbul. 2004. The use of arginine in clinical practice. In Metabolic & Therapeutic Aspects of Amino Acids in Clinical Nutrition, 2nd ed., pp. 595–611 [LA Cynober, editor]. Boca .Raton, FL: CRC Press.
  2. Adjei, A. A., Y. Matsumoto, T. Oku, Y. Hiroi and S. Yamamoto. 1994. Dietary arginine and glutamine combination improves survival in septic mice. Nutr. Res. 14: 1591–1599.
  3. Alverdy, J. C. 1990. Glutamine supplemented diets on immunology of the gut. J. Parenter. Enter. Nutr. 14: 109–113.
  4. Ardawi, M. S. M and E. A. Newsholme. 1983. Glutamine metabolism in lymphocytes of the rat. Biochem. J. 212: 835–842.
  5. Aschkenasy, A. 1979. Prevention of the immunodepressive effects of excess dietary leucine by isoleucine and valine in the rat. J. Nutr. 109: 1214–1222.
  6. Bansal, V and J. B. Ochoa. 2003. Arginine availability, arginase, and the immune response. Curr. Opin. Clin. Nutr. Metab. Care. 6: 223–228.
  7. Basu, S and P. S. Dasgupta. 2000. Dopamine, a neurotransmitter, influences the immune system. J. Neuroimmunol. 102: 113–124.
  8. Bogdan, C. T., M. Rollinghoff and A. Diefenbach. 2000. The role of nitric oxide in innate immunity. Immunol. Rev. 173: 17–26.
  9. Brand, K, 1987. Role of ornithine decarboxylase on glycolytic enzymeinduction during thymocyte proliferation. J. Biol. Chem. 262: 15232–15235.
  10. Bronte, V and P. Zanovello. 2005. Regulation of immune responses by Larginine metabolism. Nat. Rev. Immunol. 5: 641–654.
  11. Calder, P. C. 2006. Branched-chain amino acid and immunity. J. Nutr. 136: 288–293.
  12. Calder, P.C and P. Yaqoob. 2004. Amino acids and immune function. In Metabolic and Therapeutic Aspects of Amino Acids in Clinical Nutrition, 2nd ed., pp. 305–320 [LA Cynober, editor]. Boca Raton, FL: CRC Press.
  13. Chen, C., J. E. Sander and N. M. Dale. 2003. The effect of dietary lysine deficiency on the immune response to Newcastle disease vaccination in chickens. Avian. Dis. 47: 1346–1351.
  14. Chen, C., J. E. Sander and N. M. Dale. 2003. The effect of dietary lysine deficiency on the immune response to Newcastle disease vaccination in chickens. Avian. Dis. 47: 1346–1351.
  15. Chorezy, M., E. Kontny, J. Marcinkiewicz and W. Maslinski. 2002. Taurine chloramine modulates cytokine production by human peripheral blood mononuclear cells. Amino. Acids. 23: 407–413.
  16. Closs, E. I., J. S. Scheld, M. Sharafi and U. Forstermann. 2000. Substrate supply for nitric oxide synthase in macrophages and endothelial cells: role of cationic amino acid transporters. Mol. Pharmacol. 57: 68–74.
  17. Dasgupta, M., J. R. Sharkey and G. Wu. 2005. Inadequate intakes of indispensable amino acids among homebound older adults. J. Nutr. Elderly. 24: 85–99.
  18. Dorshkind, K and N. D. Horseman. 2000. The roles of prolactin, growth hormone, insulin-like growth factor-I, and thyroid hormones in lymphocyte development and function: insights from genetic models of hormone and hormone receptor deficiency. Endocr. Rev. 21: 292–312.
  19. Duval, D., C. Demangel, K. Munierjolain, S. Miossec and I. Geahel. 1991. Factors controlling cell proliferation and antibody production in mouse hybridoma cells 1. Influence of the amino acid supply. Biotechnol. Bioeng. 38: 561–570.
  20. Dy, M and E. Schneider. 2004. Histamine–cytokine connection in immunity and hematopoiesis. Cytokine Growth Factor. Rev. 15: 393–410.
  21. Fang, Y. Z., S. Yang and G. Wu. 2002. Free radicals, antioxidants, and nutrition. Nutrition 8, 872–879.
  22. Field C .J., I. R. Johnson and P. D. Schley. 2002. Nutrients and their role in host resistance to infection. J. Leukoc Biol. 71: 16–32.
  23. Field, C. J., G. Wu and E. B. Marliss. 1994. Enhanced metabolism of glucose and glutamine in mesenteric lymph node lymphocytes from spontaneously diabetic BB rats. Can. J. Physiol. Pharmacol. 72: 827–832.
  24. Field, C. J., I. R. Johnson and V. C. Pratt. 2000. Glutamine and arginine: immunonutrients for improved health. Med. Sci. Sports. Exercise. 32: 377–388.
  25. Field, C.J. 2005. The immunological components of human milk and their effect on immune development in infants. J. Nutr. 135: 1–4.
  26. Flynn, N.E., C. J. Meininger, T. E. Haynes and G. Wu. 2002. The metabolic basis of arginine nutrition and pharmacotherapy. Biomed. Pharmacother. 56: 427– 438.
  27. Franek, F and K. Sramkova. 1996. Protection of B lymphocyte hybridoma against starvation-induced apoptosis: survival-signal role of some amino acids. Immunol. Lett. 52: 139–144.
  28. Fratelli, M., L. O. Goodwin, U. A. Ørom, S. Lombardi, R. Tonelli, M. Mengozzi and P. Ghezzi. 2005. Gene expression profiling reveals a signaling role of glutathione in redox regulation. Proc. Natl. Acad. Sci. USA. 102: 13998–14003.
  29. Froh, M., R. G. Thurman and M. D. Wheeler. 2002. Molecular evidence for a glycine-gated chloride channel in macrophages and leukocytes. Am. J. Physiol. 283: 856–863.
  30. Gobert, A. P., D. J. McGee, M. Akhtar, G. L. Mendz, J. C. Newton, Y. Cheng, H. L. T. Mobley and K. T. Wilson. 2001. Helicobacter pylori arginase inhibits nitric oxide production by eukaryotic cells: a strategy for bacterial survival. Proc. Natl. Acad. Sci. USA. 98: 13844–13849.
  31. Griffith, R. S., A. L. Norins and C. Kagan. 1978. Multicentered study of lysine therapy in herpes-simplex infection. Dermatologica. 156: 257–267.
  32. Griffith, R. S., D. C. Delong and J. D. Nelson. 1981. Relation of arginine– lysine antagonism to herpes-simplex growth in tissue culture. Chemotherapy. 27: 209–213.
  33. Grimble, R. F. 2006. The effects of sulfur amino acid intake on immune function in humans. J. Nutr. 136: 1660–1665.
  34. Ha, E. M., C. T. Oh, Y. S. Bae and W. J. Lee. 2005. A direct role for dual oxidase in Drosophila gut immunity. Science. 310: 847–850.
  35. Hseu, J. R., F. I. Lu, H. M. Su, L. S. Wang, C. L. Tsai and P. P. Hwang. 2003. Effect of exogenous tryptophan on cannibalism, survival and growth in juvenile grouper, Epinephelus coioides. Aquaculture. 218: 251–263.
  36. Ikejima, K., Y. Iimuro, D. T. Forman and R. G. Thurman. 1996. A diet containing glycine improves survival in endotoxin shock in the rat. Am. J. Physiol. 271: 97–103.
  37. Jones, A. L., M. D. Hulett and C. R. Parish. 2005. Histidine-rich glycoproteins: a novel adaptor protein in plasma that modulates the immune, vascular and coagulation systems. Immunol. Cell. Biol. 83: 106–118.
  38. Jones, D. R., A. Gonzalez-Garcia, E. Diez, A. C. Martinez, A. C. Carrera and I. Merida. 1999. The identification of phosphatidylinositol 3,5 bisphosphate in T-lymphocytes and its regulation by interleukin- 2. J. Biol. Chem. 274: 18407– 18413.
  39. Jose, D.G and R. A. Good. 1973. Quantitative aspects of nutritional essential amino acid deficiency upon immune responses to tumours in mice. J. Exp. Med. 137: 1–9.
  40. Jose, D.G and R. A. Good. 1973. Quantitative aspects of nutritional essential amino acid deficiency upon immune responses to tumours in mice. J. Exp. Med. 137: 1–9.
  41. Kepka-Lenhart, D., S. K. Mistry, G. Wu and S. M. Jr. Morris. 2000. Arginase I: a limiting factor for nitric oxide and polyamine synthesis by activated macrophages? Am. J. Physiol. 279: 2237–2242.
  42. Kew, S., S. M. Wells, P. Yaqoob, F. A. Wallace, E. A. Miles and P. C. Calder. 1999. Dietary glutamine enhances murine T-lymphocyte responsiveness. J. Nutr. 129: 1524–1531.
  43. Kidd, M. T., B. J. Kerr and N. B. Anthony. 1997. Dietary interaction between lysine and threonine in broilers. Poult. Sci. 76: 608–614.
  44. Kim, S. W., R. D. Mateo, Y. L. Yin and G. Wu. 2007. Functional amino acids and fatty acids for enhancing production performance of sows and piglets. Asian-Aust . J. Anim. Sci. 20: 295–306.
  45. Kim, S. W., R. D. Mateo, Y. L. Yin and G. Wu. 2007. Functional amino acids and fatty acids for enhancing production performance of sows and piglets. Asian-Aust . J. Anim. Sci. 20: 295–306.
  46. Kin, N. W and V. M. Sanders. 2006. It takes nerve to tell T and B cells what to do. J. Leukoc. Biol. 79: 1093–1104.
  47. Koch, B., M. T. Schroder, G. Schafer and P. Schauder. 1990. Comparison between transport and degradation of leucine and glutamine by peripheral human lymphocytes exposed to concanavalin A. Am. J. Physiol. 143: 94–99.
  48. Konashi, S., K. Takahashi and Y. Akiba. 2000. Effects of dietary essential amino acid deficiencies on immunological variables in broiler chickens. Br. J. Nutr. 83: 449–456.
  49. Kudsk, K. A. 2006. Immunonutrition in surgery and critical care. Annu. Rev. Nutr. 26: 463–479.
  50. Kwon, H., T. E. Spencer, F. W. Bazer and G. Wu. 2003. Developmental changes of amino acids in ovine fetal fluids. Biol. Reprod. 68: 1813–1820.
  51. Li, p., Y.L. Yin, D. Li, S. W. Kim and G. Wu. 2007. Amino acids and immune function: a review. Br. J. Nutr. 98: 237–252.
  52. Malmezat, T., D. Breuille, C. Pouyet, C. Buffiere, P. Denis, P. P. Mirand and C. Obled. 2000. Methionine transulfuration is increased during sepsis in rats. Am. J. Physiol. 279: 1391–1397.
  53. Meijer, A. J and P. F. Dubbelhuis. 2004. Amino acid signaling and the integration of metabolism. Biochem. Biophys. Res. Commun. 31: 397–403.
  54. Melchior, D., B. Seve and N. Le Floch. 2004. Chronic lung inflammation affects plasma amino acid concentrations in pigs. J. Anim. Sci. 82: 1091–1099.
  55. Mohagheghpour, N., N. Waleh, S. J. Garger, L. Dousman, L. K. Grill and D. Tuse. 2000. Synthetic melanin suppresses production of proinflammatory cytokines. Cell. Immunol. 199: 25–36.
  56. Murphy, C and P. Newsholme. 1998. Importance of glutamine metabolism in murine macrophages and human monocytes to L-arginine biosynthesis and rates of nitrite or urea production. Clin. Sci. 89: 397–407.
  57. Newsholme, E. A and P. C. Calder. 1997. The proposed role of glutamine in some cells of the immune system and speculative consequences for the whole animal. Nutrition. 13: 728–730.
  58. Newsholme, P and E. A. Newsholme. 1989. Rates of utilization of glucose, glutamine and oleate and formation of end-products by mouse peritoneal macrophages. Biochem. J. 261: 211–218.
  59. Newsholme, P. 2001. Why is L-glutamine metabolism important for cells of the immune system in health, postinjury, surgery or infection? J. Nutr. 131: 2515–2522.
  60. Newsholme, P., J. Procopio, M. M. R. Lima, T. C. Pithon-Curi and R. Curi. 2003. Glutamine and glutamate – their central role in cell metabolism and function. Cell. Biochem. Funct. 21: 1–9.
  61. Newsholme, P., L. Brennnan, B. Rubi and P. Maechler. 2005. New insights into amino acid metabolism, beta-cell function and diabetes. Clin. Sci. 108: 185– 194.
  62. Newsholme, P., R. Curi, T. C. P. Curi, C. J. Murphy, C. Garcia and M. P. de Melo. 1999. Glutamine metabolism by lymphocytes, macrophages, and neutrophils: its importance in health and disease. J. Nutr. Biochem. 10: 316–324.
  63. Nissen, S. L and N. N. Abumrad. 1997. Nutritional role of the leucine metabolite β-hydroxy-β-methylbutyrate (HMB). J. Nutr. Biochem. 8: 300–311.
  64. Obled, C., I. Papet and D. Breuille. 2004. Sulfur-containing amino acids and glutathione in diseases. In Metabolic & Therapeutic Aspects of Amino Acids in Clinical Nutrition, 2nd ed., pp. 667–687 [LA Cynober, editor]. Boca Raton, FL: CRC Press.
  65. Pelassy, C., J. P. Breittmayer, D. Mary and C. Aussel. 1991. Inhibition of phosphatidylserine synthesis by phosphatidic acid in the Jurkat T cell line: role of calcium ions released from intracellular stores. J. Lipid. Mediat. 4: 199–209.
  66. Perianayagam, M. C., G. F. Oxenkrug and B. L. Jaber. 2005. Immunemodulating effects of melatonin, N-acetylserotonin, and N-acetyldopomine. Ann. NY. Acad .Sci. 1053: 386–393.
  67. Peterson, A. L., M. A. Qureshi, P. R. Ferket and J. C. Fuller. 1999. In vitro exposure with β-hydroxy-β-methylbutyrate enhances chicken macrophage growth and function. Vet. Immunol. Immunopathol. 67: 67–78.
  68. Peterson, J. D., L. A. Herzenberg, K. Vasquez and C. Waltenbaugh. 1998. Glutathione levels in antigen-presenting cells modulate Th1 versus Th2 response patterns. Proc. Natl. Acad. Sci. USA. 95: 3071–3076.
  69. Petro, T. M and J. K. Bhattacharjee. 1981. Effect of dietary essential amino acid limitations upon susceptibility to Salmonella typhimurium and the effect upon humoral and cellular immune response in mice. Infect. Immun. 32: 251–259.
  70. Phang, J. M. 1985. The regulatory functions of proline and pyrroline-5- carboxylic acid. Curr. Top. Cell. Regul. 25: 91–132.
  71. Platten, M., P. P. Ho, S. Youssef, P. Fontoura. 2005. Treatment of autoimmune neuroinflammation with a synthetic tryptophan metabolite. Science. 310: 850–855.
  72. Roch, P. 1999. Defense mechanisms and disease prevention in farmed marine invertebrates. Aquaculture. 172: 125–145.
  73. Rodriguez, P. C., A. H. Zea, J. DeSalvo, K. S. Culotta, J. Zabaleta, D. G. Quiceno, J. B. Ochoa and A. C. Ochoa. 2003. L-Arginine consumption by macrophages modulates the expression of CD3 xi chain in T lymphocytes. J. Immunol. 171: 1232–1239.
  74. Schafer, G and P. Schauder. 1988. Assessment of effects of amino acids and branch chain keto acids on leucine oxidation in human lymphocytes. Scand. J. Clin. Lab. Invest. 48: 531–536.
  75. Schuller-Levis, G. B., R. E. Gordon, C. H. Wang and E. Park. 2003. Taurine reduces lung inflammation and fibrosis caused by bleomycin. Adv. Exp. Med. Biol. 526: 395–402.
  76. Self, J. T., T. E. Spencer, G. A. Johnson, J. Hu, F. W. Bazer and G. Wu. 2004. Glutamine synthesis in the developing porcine placenta. Biol. Reprod. 70: 1444–1451.
  77. Shewchuk, L. D., V. E. Baracos and C. J. Field. 1997. Dietary L-glutamine supplementation reduces growth of the Morris hepatoma 7777 in exercise-trained and sedentary rats. J. Nutr. 127: 158–166.
  78. Shi, W., C. J. Meininger, T. E. Haynes, K. Hatakeyama and G. Wu. 2004. Regulation of tetrahydrobiopterin synthesis and bioavailability in endothelial cells. Cell. Biochem. Biophys. 41: 415–433.
  79. Simon, R. R. 1999. Glutamine and zinc methionine supplementation to dairy calves. MS Thesis, Texas A&M Univeristy, College Station, Texas, USA.
  80. Skaper, S. D., D. P. Molden and J. E. Seegmiller. 1976. Maple syrup urine disease: branched-chain amino acid concentrations and metabolism in cultured human lymphoblasts. Biochem. Genet. 14: 527–539.
  81. Stachlewitz, R. F., X. L. Li, S. Smith, H. Bunzendahl, L. M. Graves and R. G. Thurman. 2000. Glycine inhibits growth of T lymphocytes by an IL-2- independent mechanism. J. Immunol. 164: 176–182.
  82. Stuckey, D. J., D. C. Anthony, J. P. Lowe, J. Miller, W. M. Palm, P. Styles, V. H. Perry, A. M. Blamire and N. R. Sibson. 2005. Detection of the inhibitory neurotransmitter GABA in macrophages by magnetic resonance spectroscopy. J. Leukoc. Biol. 78: 393–400.
  83. Suchner, U., D. K. Heyland and K. Peter. 2002. Immune-mudulatory actions of arginine in the critically ill. Br. J. Nutr. 87: 121–132.
  84. Sun, Y. P., E. Nonobe, Y. Kobayashi, T. Kuraishi, F. Aoki, K. Yamamoto and S. Sakai. 2002. Characterization and expression of L-amino acid oxidase of mouse milk. J. Biol. Chem. 277: 19080–19086.
  85. Suzuki, F., H. Okayasu, M. Tashiro, K. Hashimoto, Y. Yokote, K. Akahane, S. Hongo and H. Sakagami. 2002. Effect of lignins and their precursors on nitric oxide, citrulline and asparagine production by mouse macrophage-like RAW 264·7 cells. Anticancer. Res. 22: 2719–2724.
  86. Swain, B. K and T. S. Johri. 2000. Effect of supplemental methionine, choline and their combinations on the performance and immune response of broilers. Br. Poult. Sci. 41: 83–88.
  87. Tanaka, S and A. Ichikawa. 2006. Recent advances in molecular pharmacology of the histamine systems: immune regulatory roles of histamine produced by leukocytes. J. Pharmacol. Sci. 101: 19–23.
  88. Tian, J. D., Y. X. Lu, H. W. Zhang, C. H. Chau, H. N. Dang and D. L. Kaufman. 2004. γ-Aminobutyric acid inhibits T cell autoimmunity and the development of inflammatory responses in a mouse type I diabetes model. J. Immunol. 173: 5298–5304.
  89. Tsiagbe, V. K., M. E. Cook, A. E. Harper and M. L. Sunde. 1987a. Enhanced immune responses in broiler chicks fed methionine-supplemented diets. Poult. Sci. 66: 1138–1146.
  90. Tsiagbe, V. K., M. E. Cook, A. E. Harper and M. L. Sunde. 1987b. Efficacy of cysteine in replacing methionine in the immune responses of broiler chicks. Poult. Sci. 66: 1138–1146.
  91. Van der Hulst, R. R., B. K. van Kreel, M. F. von Meyenfeldt, R. J. Brummer, J. W. Arends, N. E. Deutz and P. B. Soeters. 1993. Glutamine and the preservation of gut integrity. Lancet. 341: 1363–1365.
  92. Waithe, W. I., C. Dauphinais, P. Hathaway and K. Hirschhorn. 1975. Protein synthesis in stimulated lymphocytes. II. Amino acid requirements. Cell. Immunol. 17: 323–334.
  93. Weiss, S. J., R. Klein, A. Slivka and M. Wein. 1982. Chlorination of taurine by human neutrophils, evidence for hypochlorous acid generation. J. Clin. Invest. 70: 598–607.
  94. Welbourne, T. C. 1995. Increased plasma bicarbonate and growth hormone after an oral glutamine load. Am. J. Clin. Nutr. 61: 1058–1061.
  95. Wells, S. M., S. Kew, P. Yaqoob, F. A. Wallace and P. C. Calder. 1999. Dietary glutamine enhances cytokine production by murine macrophages. Nutrition. 15: 881–884.
  96. Wheeler, M. D and R. G. Thurman. 1999. Production of superoxide and TNF-a from alveolar macrophages is blunted by glycine. Am. J. Physiol. 277: 952–959.
  97. Wojtecka-Lukasik, E., A. Marton, K. Krajewska, T. Burakowski, M. Gujski, D. Maslinska and S. Maslinska. 2004. Taurine chloramine modifies carrageeninand casein-induced inflammation in the rat. Inflamm. Res. 54: 21–22.
  98. Woodward, B. 1998. Protein, calories, and immune defenses. Nutr. Rev. 56: 84–92.
  99. Wright, C. E., H. H. Tallan and Y. Y. Lin. 1986.Taurine, biological update. Annu. Rev. Biochem. 55: 427–453.
  100. Wu, G and C. J. Meininger. 2002. Regulation of nitric oxide synthesis by dietary factors. Annu. Rev. Nutr. 22: 61–86.
  101. Wu, G and D. A. Knabe. 1994. Free and protein-bound amino acids in sow’s colostrum and milk. J. Nutr. 124: 415–424.
  102. Wu, G and J. T. Brosnan. 1992. Macrophages can convert citrulline into arginine. Biochem. J. 281: 45–48.
  103. Wu, G and N. E. Flynn. 1995a. Regulation of glutamine and glucose metabolism by cell volume in lymphocytes and macrophages. Biochim. Biophys. Acta. 1243: 343–350.
  104. Wu, G and N. E. Flynn. 1995b. Effect of HCO3 – on glutamine and glucose metabolism in lymphocytes. Metabolism. 44: 1247–1252.
  105. Wu, G and S. M. Morris. 1998. Arginine metabolism: nitric oxide and beyond. Biochem. J. 336: 1–17.
  106. Wu, G. 1996. Effects of concanavalin A and phorbol myristate acetate on glutamine metabolism and proliferation of porcine intraepi- thelial lymphocytes. Comp. Biochem. Physiol. 114A: 363–368.
  107. Wu, G. 1997. Synthesis of citrulline and arginine from proline in enterocytes of postnatal pigs. Am. J. Physiol. 272: 1382–1390.
  108. Wu, G. 1998. Intestinal mucosal amino acid catabolism. J. Nutr. 128: 1249– 1252.
  109. Wu, G., C. J. Field and E. B. Marliss. 1991. Glutamine and glucose metabolism in rat splenocytes and mesenteric lymph node lymphocytes. Am. J. Physiol. 260: 141–147.
  110. Wu, G., C. J. Field and E. B. Marliss. 1992. Enhanced glutamine and glucose metabolism in cultured rat splenocytes stimulated by phorbol myristate acetate plus ionomycin. Metabolism 41, 982–988.
  111. Wu, G., F. W. Bazer, J. Hu, G. A. Johnson and T. E. Spencer. 2005. Polyamine synthesis from proline in the developing porcine placenta. Biol. Reprod. 72: 842–850.
  112. Wu, G., F. W. Bazer, J. M. Wallace and T. E. Spencer. 2006. Intrauterine growth retardation: implications for the animal sciences. J. Anim. Sci. 84: 2316– 2337.
  113. Wu, G., F. W. Bazer, T. A. Cudd, C. J. Meininger and T. E. Spencer. 2004. Maternal nutrition and fetal development. J. Nutr. 134: 2169–2172.
  114. Wu, G., N. E. Flynn, S. P. Flynn, C. A. Jolly and P. K. Davis. 1999. Dietary protein or arginine deficiency impairs constitutive and inducible nitric oxide synthesis by young rats. J. Nutr. 129: 1347–1354.
  115. Wu, G., Y. Z. Fang, S. Yang, J. R. Lupton and N. D. Turner. 2004. Glutathione metabolism and its implications for health. J. Nutr. 134: 489–492.
  116. Wu, G., Y. Z. Fang, S. Yang, J. R. Lupton and N. D. Turner. 2004. Glutathione metabolism and its implications for health. J. Nutr. 134: 489–492.
  117. Yaqoob, P and P. C. Calder. 1997. Glutamine requirement of proliferating T lymphocytes. Nutrition. 13: 646–6510.
  118. Yoo, S. S., C. J. Field and M. I. McBurney. 1997. Glutamine supplementation maintains intramuscular glutamine concentrations and normalizes lymphocyte function in infected early weaned pigs. J. Nutr. 127: 2253–2259.
  119. Zhong, Z., M. D. Wheeler, X. L. Li, M. Froh, P. Schemmer, M. Yin, H. Bunzendaul, B. Bradford and J. J. Lemasters. 2003. Glycine: a novel antiinflammatory, immunomodulatory, and cytoprotective agent. Curr. Opin. Clin. Nutr. Metab. Care. 6: 229–240.

مقالات دیگر

اطلاعات تماس

از روش های زیر میتوانید با ما در ارتباط باشید:

  • آدرس : اصفهان، خیابان جی، ابتدای خیابان تالار – سپاهان دانه پارسیان

  • تلفن : 32306830-031 | 40 خط

  • سامانه ندای مشاور : 35080-031

  • آدرس پست الکترونیک : info [at] sepahandaneh [dot] com


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت  سپاهان دانه پارسیان می باشد.